تبدیل «سوگ جمعی» به انسجام اجتماعی
- شناسه خبر: 6344
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۸ تیر ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۶
- بازدید : 30
- نویسنده: زینب شجیرات
در گفتوگو با نبیله حمیدزاده، مشاور امور بانوان کارون، بررسی کردیم که چگونه میتوان هیجانات ناشی از اندوه عمومی را به سرمایهای برای اتحاد و تابآوری جامعه تبدیل کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی «ناب خبر»؛در گفتوگوی اختصاصی که با خانم نبیله حمیدزاده، مشاور و مسئول امور اجتماعی، بانوان و خانواده شهرستان کارون داشتیم، ابعاد پیچیده روانشناختی سوگ جمعی و تأثیرات آن بر انسجام اجتماعی را مورد واکاوی قرار دادیم.
وی در تبیین تفاوت سوگ فردی و جمعی از منظر روانشناسی تربیتی تصریح کردند :که اگرچه هر دو واکنشهایی طبیعی به فقدان هستند، اما در سوگ فردی، فرد با خلاء عاطفیِ ناشی از فقدانِ عزیزی در زندگی شخصی روبروست؛ حال آنکه در سوگ جمعی، جامعه با از دست دادن شخصیتی مواجه میشود که نماد ارزشها، خاطرات و هویت مشترکِ گروهی بوده است.
به گفته حمیدزاده، حضور در آیینهای جمعی، مسیر پذیرش این فقدان را هموارتر کرده و به افراد کمک میکند تا هیجانات خود را در بستر روابط اجتماعی به اشتراک بگذارند.
حمیدزاده در تشریح چراییِ تشدید هیجانات در تجمعات سوگواری، به پدیده «سرایت هیجانی» در روانشناسی اجتماعی استناد کرد و توضیح داد: «زمانی که جمعیت کثیری با احساسی مشترک گرد هم میآیند، مشاهده واکنشهای دیگران، شنیدن نوحهها و شعارها، بهصورت ناخودآگاه شدت تجربه هیجانی را چندبرابر میکند.»
وی افزود که این فضای همدلانه، افزون بر تخلیه سالم روانی، حس تعلق افراد را تقویت کرده و آنان را از تنهایی در غم میرهاند، هرچند که میزان اثرپذیری از این فضای جمعی، بسته به پیشینه فرهنگی، باورها و میزان دلبستگی شخصی افراد، متفاوت است.
این فعال حوزه اجتماعی در ادامه، با اشاره به نظریه دلبستگی و نقش رهبرانِ کاریزماتیک به عنوان «تکیهگاه ایمن» برای جامعه، خاطرنشان کرد که فقدان ناگهانی چنین چهرههایی میتواند اضطراب و احساس خلأ عمیقی ایجاد کند. با این حال، مکانیسم دفاعی جامعه در چنین بزنگاههایی، استفاده از ظرفیتهای جمعی است؛ بدین معنا که گفتگو درباره ارزشها، بازخوانی خاطرات و تأکید بر اهداف مشترک، فشار روانی را کاهش داده و به پذیرش فقدان کمک میکند.
حمیدزاده معتقد است اگر جامعه بتواند برای این رخداد، معنایی مشترک بیابد و بر آرمانهایِ آن شخصیتِ از دست رفته تأکید ورزد، سوگ عمومی به جای ناامیدی، به عاملی برای تقویت هویت و انسجام ملی تبدیل خواهد شد.
وی با رویکردی به روانشناسی مثبتگرا و اگزیستانسیال، «معنابخشی به رنج» را کلیدواژه اصلی برای بازیابی روانی مردم دانست. به زعم او، شرکت در مناسک و شعارها صرفاً یک آیین ظاهری نیست، بلکه فرآیندی است که به فرد کمک میکند غمِ خود را با ارزشهای والای مورد اعتقادش پیوند زده و از دل این رنج، به تابآوری و رشد برسد.
مسئول امور بانوان و خانواده کارون با تأکید بر پدیده «رشد پس از سانحه» در مقیاس اجتماعی، یادآور شد که اگر حمایت اجتماعی و معنابخشیِ صحیح وجود داشته باشد، این تجربیات سخت میتواند به تقویت مسئولیتپذیری و انگیزهای برای کنشگری فعالتر در جامعه بدل شود.
در بخش دیگری از این گفتگو، مشاور امور خانواده به نقش والدین در مواجهه کودکان و نوجوانان با سوگ جمعی پرداخت و گفت: «فرزندان ما رفتارهای اجتماعی را از طریق مشاهده بزرگسالان میآموزند.» وی تأکید کرد که والدین باید متناسب با سن کودک، حقیقت را با زبانی ساده و آرام بیان کرده و به جای سرکوب احساسات فرزندان، به آنان اجازه پرسشگری و ابراز هیجان بدهند؛ چرا که ایجاد حس امنیت و آرامش از سوی خانواده، میتواند این تجربیات اجتماعی را به بستری برای جامعهپذیریِ مثبت و تقویت همدلی در نسل جدید تبدیل کند.
حمیدزاده در پایان، توصیهای راهبردی خطاب به نهادهای فرهنگی و رسانهها داشت: «برای جلوگیری از رخوتِ پس از برگزاری مراسم و تبدیل انرژی روانیِ آزادشده به یک سرمایه اجتماعی پایدار، باید نگاه جامعه را از گذشته به آینده معطوف کرد.» به گفته او، رسانهها با ترویج فعالیتهای داوطلبانه، تقویت اتحاد و روایتِ امید، نقش بسزایی در جهتدهی به این هیجانات دارند؛ چرا که سلامتِ روانِ جامعه در گرویِ تعادلی است که میانِ سوگواریِ آگاهانه و امیدِ مسئولانه برقرار میشود.
ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد